محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

228

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

گياه بهارى بيفتد . عثمان آن‌قدر اسراف كرد كه ريسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگيخت ، و شكم‌بارگى او نابودش ساخت . واژه‌شناسى أسفّ الطائر : نزديك به زمين شد . الضّغن : حقد و كينه . الهن : اين واژه معادل چيز يا چيز بىارزش در فارسى ، و در اين جا به معناى هوى و هوس است . نافجا : بلند كننده . النثيل : سرگين . المعتلف : از ريشه « علف » به معناى آخور . يخضمون : مىخورند . فتل : پيچاندن ؛ مانند : « فتل الحبل » به معناى پيچاندن طناب . البطنة : پرخورى و رودل كردن . ساختار ادبى النظائر : عطف بيان به « هذه » است . نافجا : حال از « ثالث القوم » است . شرح و تفسير ( حتّى إذ مضى لسبيله جعلها في جماعة زعم أنّي أحدهم ) ضمير در « سبيله » به عمر باز مىگردد . هنگامى كه عمر توسط ابو لؤلؤ مضروب شد و دانست كه مرگش نزديك است ، على عليه السّلام ، عثمان ، طلحه ، زبير ، سعد و عبد الرحمان بن